
من هیچ چــیز تازه ندارم کـــه به جــهان
بیاموزم،حقیقت و عدم خشونت به اندازه
کوهستانها کهن و قدیمی هستند.مهاتما گاندی
هرچند گاهی معلمی بزرگ ظهور می کند.معلمی که آنچه بدان کس را هدایت می کند اول خود به آن عمل کرده باشد و بعد به دیگران می گوید که چه سان می تواند بدان سیاق زیست.و گاندی چنین معلمی است.زندگیش برای طلب شوق انگیز حقیقت،احترام عمیق به حیات ، آرمان دل نبستن به هیچ چیز و آمادگی برای آنکه همه چیز در راه شناختن خدا فنا شود تاکید داشته است.
زندگی در نظرش به معنای حرکت بود بدین گونه بود که سراسر در تکاپو و تلاش بی وقفه بود برای دریافتن دردانه حقیقت برای او مذهب جنبه عقلی و اخلاقی داشت هیچ اعتقادی را که با عقل و وجدان سازگاری نداشت نمی پذیرفت.
در منظرش عالمیان همه برادرند.و هیچ بشری نباید بر دگری بیگانه باشد.رفاه و آسایش عمومی(سرودایا)باید هدف و غایت ما باشد.گاندی یک ایده آلیست عمل گرا است.
اما انچه مایلم تا بیشتر دربارش بنویسم چاره اش برای حل تمام مسائل ملی و بین المللی بود که نامش را عدم خشونت(اهیمسا)می گذاشت.،در مبارزاتش برای استقلال هند اصرار می ورزید که باید روشهای تمدن آمیز عدم خشونت و تحمل رنج را به کار بست. آهیمسا، یعنی مهربانی و نیکوکاری در حق تمام جانداران. یعنی پرهیز از تولید رنج، و یعنی ممنوعیت مطلق و کاملِ کشتن تمام جانداران
او رهبر سیاسی و معنوی هندیها بود که ملت هند را در راه آزادی از استعمار امپراتوری بریتانیا رهبری کرد. . شیوهٔ مقاومت آرام با استفاده از شیوهٔ ضدخشونت نافرمانی مدنی وی به مستعمرات دیگر هم نفوذ کرده و آنها را در راه استقلال میهن خود تشویق میکرد.
در طول زندگیش استفاده از هر نوع ترور و خشونت برای رسیدن به مقاصد را رد میکرد. فلسفهٔ ضدخشونت گاندی روی بسیاری از جنبشهای مقاومت ضدخشونت در سراسر جهان و تا امروز تأثیر گذاردهاست.
از زمانی که وی مسئولیت رهبری نبرد برای آزادی و کنگره ملی هند در سال ۱۹۱۸ را به عهده گرفت، به عنوان نمادی ملی شناخته شد و میلیونها نفر از مردم او را با لقب ماهاتما یا روح بزرگ یاد میکردند. و امروز هم همگی او را با نام ماهاتما گاندی میشناسند. سوای اینکه بسیاری او را به عنوان یکی از بزرگترین رهبران تاریخ تلقی میکنند، مردم هند از او با عنوان «پدر ملت» یاد میکنند. گاندی توانست با استفاده از شیوهٔ ضدخشونت نافرمانی مدنی استقلال هند را از بریتانیا بگیرد و در نهایت دست امپراتوری بریتانیا را از هند کوتاه کند
*ماباید از گناه نفرت داشته باشیم و نه از گناهکار
*روح مذهب اخلاق است
*هیچ کاری که آغاز گشت نباید رها شود مگر انکه از لحاظ اخلاقی نادرست باشد.
*شخص چون نمی تواند زندگی بیافریند حق ندارد آن را از کسی بستاند
*وقتی اولین بار شنیدم که یک بمب اتمی هیروشیما را نابود ساخته با خود گفتم اگر دنیا عدم خشونت را نپذیرد جامعه بشری به نوعی خودکشی خواهد پرداخت
*بهتر آن است زندگی ما معرف ما باشد تا حرفها و کلمات ما
*من با تجربه های تلخ زندگی ام اموخته ام که خشم خود را کنترل کنم همانطور که حرارت اگر محفوظ ماند به نیرو مبدل می شود.اگر خشم ما تحت کنترل دراید به قدرتی(عدم خشونت)مبدل می گردد که دنیا را تکان خواهد داد.
*وظیفه ما قضاوت خویش است نه قضاوت دیگران
منابع:همه مردم برادرند/ترجمه محمد تفضلی
ای شادی ِ آزادی !
روزی که تو بازآیی
با این دل ِ غم پرورد
من با تو چه خواهم کرد ؟
غم هامان سنگین است
دل هامان خونین است
از سر تا پامان خون می بارد
ما سر تا پا زخمی
ما سر تا پا خونین
ما سر تا پا دردیمما این دل ِ عاشق رادر راه ِ تو آماج ِ بلا کردیم
می گفتم :روزی که تو بازآیی
من قلب ِ جوانم راچون پرچم ِ پیروزی بر خواهم داشت
وین بیرق ِ خونین را بر بام ِ بلند ِ توخواهم افراشتمی
گفتم :روزی که تو باز آیی
این خون ِ شکوفان راچون دسته گل ِ سرخی در پای تو خواهم ریخت
وین حلقه ی بازو رادر گردن ِ مغرورت خواهم آویخت
ای آزادی !
بنگر ! آزادی !
این فرش که در پای تو گسترده ست
از خون استاین حلقه ی گل خون است
گل خون است ...ای آزادی !
از ره ِ خون می آیی
اما می آیی و من در دل می لرزم :
این چیست که در دست ِ تو پنهان است ؟
این چیست که در پای تو پیچیده ست ؟
ای آزادی ! آیا با زنجیرمی آیی ؟ ...
انتخابات چیست؟و تحریم انتخاب به چه معناست؟
زمانیکه سوالاتی از این دست مطرح می شود ذهن پویا را بر می انگیزد که جوابی در خور برایش بجوید جوابی که هم عقل پسند باشد هم سازنده که هم استدلالیان را قانع کند و هم پاسخ نا صواب به آن سندی نباشد بر ایران فروشی ما،شاید بهتر است ابتدا معنای انتخابات را بجوییم شاید از این طریق بتوانیم تحریم یا عدم تحریم را بهتر و بیشتر درک کنیم.
انتخابات فرآیندی دموکراتیک است در جوامع مدنی که عامل مهمی در تشکیل ارگانهای حکومتی است با پذیرش این تعریف و قبول این پارادایم کافیست تا کلید واژه های این تعریف را مصداقی برای تحریم یا قبول انتخابات ایران سازیم
اگر بپذیریم که دموکراتیک بودن و جامعه مدنی دواصلی که تا تحقق نیابد نمی توان انتظار موجودیت یا حدوث انتخابات را داشت کافیست تا حکومت کنونی ایران را با این دو شاخص محک بزنیم و ببینیم که آیا حکومت ایران مجالی برای طرح مسئله انتخابات را بر می تابد و یا طرح و بحث پیرامون این بحث تنها فرصت سوزی است برای هدر دادن نیروی ذهنی دگراندیشان جامعه تا صورت مساله را پاک کنند .
"نمایشنامه زندگی گالیله نوشته برتولت برشت"
تحلیلی از دیگر سو در مورد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران
"برتولت برشت، شاعر و نمایشنامه نویس شهیر آلمانی، در نمایشنامه زندگی گالیله، وقتی که گالیله برای رفتن به دادگاه انکیزیسیون آماده می شود از قول شاگرد گالیله عنوان می کند:
بدبخت ملتی که قهرمان ندارد.
و گالیله در جواب شاگردش می گوید:
نه .. بدبخت ملتی که به قهرمان نیاز دارد.
این دو دیالوگ هنرمندانه و تاریخی، در روزهای حساسی که به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران نزدیک می شویم، بسیار مصداق دارد.
مهندس میر حسین موسوی، تنها چهره موجه این دوره از انتخابات بنظر میرسد. مهندس موسوی،از حمایت آیت اله اکبرهاشمی رفسنجانی ، دکتر سید محمد خاتمی ، روشنفکران، اقشار تحصیلکرده،هنرمندان، دانشجویان و .. برخوردار است.. گرچه برنامه مدونی در ارتباط با وضعیت حقوق بشر در ایران، وضعیت زندانیان سیاسی، و وضعیت حقوق زنان، قومیتها، و مذاهب، بطور شفاف ارائه نکرده است.
بیاد بیاوریم جریان دوم خرداد را و وضعیتی که بر دکتر سید محمد خاتمی و در نهایت مردم، ایران گذشت.
آیا جریان انقلاب سبز مهندس میر حسین موسوی می تواند جریان ضعیف شده دوم خرداد باشد؟
از طرفی مهدی کروبی که به شیخ اصلاحات معروف است نیز در میدان حضور دارد.
مهدی کروبی، ازحمایت هنرمندان و چهره های شاخص سیاسی، همچون کرباسچی، باقی، ابطحی و ...برخوردار است.
آیا با حمایت دکتر سید محمد خاتمی از مهندس میر حسین موسوی ، وی می تواند ادعای تجدید حیات جنبش اصلاحات را داشته باشد؟
دکترمحمود احمدی نژاد نیز، چهره شناخته شده و جنجالی عرصه انتخابات است. وی مورد حمایت رهبر انقلاب، آیت اله خامنه ای، و شورای نگهبان است. روابط خوبی با سپاه پاسداران و بسیج دارد و بخاطر سفرهای استانی اش، برای همه مردم ایران شناخته شده است.
دکتر محسن رضایی نیزاز جانب دکتر طباطبائی که چهره شناخته شده ایست حمایت می شود و گرچه تکیه اش بر برنامه اقتصادی ست، اما گویی در این عرصه انتخاباتی در محاق قرار گرفته است.
آیا اصول اولیه نظام جمهوری اسلامی تغییر خواهد کرد؟
دکتر علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، حدود سه هفته قبل، در خطبه های نماز جمعه عنوان کرده بود که کاندیداها ی ریاست جمهوری به مردم وعده و وعید ندهند. اشاره مستقیم دکترعلی لاریجانی به تاثیر و فشار مستقیم مجلس شورای اسلامی ، شورای نگهبان ،قوه قضائیه و گروه های فشار بر قوه مجریه بود.
از طرفی، سخنرانی باراک حسین اوباما در مصر، و شیوه تکیه بردیپلماسی رئیس جمهور ایالات متحده امریکا، در ارتباط با وضعیت جهان اسلام و ایران، نشان از حسن نیت باراک اوباما داشت.
اما آیت اله خامنه ای ، رهبر ایران در مراسم بزرگداشت امام خمینی عنوان کرد که امریکا مورد تنفر جهان اسلام است.
بدین ترتیب هرگونه ارتباط و مذاکره با ایالات متحده امرکا، از دیدگاه نظام جمهوری اسلامی ایران توسط هر رئیس جمهوری که انتخاب شود، منتفی ست.
نگاهی به مناظره ها
پخش مناظره از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، بدیع ترین و بی نظیر ترین حرکت رسانه ای، پس از انقلاب اسلامی محسوب می شود.
این مورد نشان ازشجاعت مهندس عزت اله ضرغامی، رئیس سازمان صدا و سیما دارد که علیرغم فشارهای خارج از سازمان چنین مسئولیت خطیری را تقبل کرده است.
گرچه آقای پورحسین (مجری مناظره) نقشی غیر از تایمر نمی تواند داشته باشد !
تهاجم محمود احمدی نژاد در مناظره با مهندس میر حسین موسوی و محکم کردن اکبر هاشمی رفسنجانی و پسران ایشان، وعلی اکبرناطق نوری ، یه فساد مالی ، و محکوم کردن فائزه هاشمی در حمایت از مهندس میرحسین موسوی، همچنین محکوم کردن زهرا رهنورد همسر مهندس میر حسین موسوی، از جمله تهاجم های کلامی محمود احمدی نژاد، نسبت به مهندس میر حسین موسوی بود.
خبرها حاکی ست که محمود احمدی نژاد در مراسم 15 خرداد با اکبر هاشمی رفسنجانی گفتگو کرده است.
اکبر هاشمی رفسنجانی و علی اکبر ناطق نوری، طی تماسی با عزت اله ضرغامی، رئیس سازمان صدا و سیما، تقاضای مناظره با محمود احمدی نژاد را کرده اند.
وکیل زهرا رهنورد همسر مهندس میر حسین موسوی نیز از طرح شکایت در صورت عدم عذر خواهی محمود احمدی نژاد سخن گفت.
محمود احمدی نژاد در مناظره با مهدی کروبی، گرچه سعی کرد که مستند و با تکیه بر آمار حرف بزند، اما نهایتا خلط مبحث شد و بحث بر سر 300 میلیون تومان دریافتی از شهرام جزایری، و وضعیت کنونی مسکن مهدی کروبی و عدم پاسخگویی وی باعث شد که موقعیت مهدی کروبی متزلزل شود و نام او نیز به بلاک لیست مفسدان اقتصادی محمود احمدی نژاد اضافه شود.
متهم کردن دیگران به حق و یا ناحق، آن هم در رسانه ملی، آیا می تواند تحت لوای "گفتن حقیقت" کار درستی باشد؟
در طول تاریخ حیات جمهوری اسلامی ایران، برای اولین بار است که شخصیت های سیاسی که روحانی نیز هستند به صورت علنی مورد تهاجم کلامی قرار می گیرند.
بعید بنظر میرسد که محمود احمدی نژاد بدون داشتن حمایت وهماهنگی قبلی،به عنوان رئیس جمهورجرات عنوان کردن این مطالب را در مناظره داشته باشد.
اگر افراد نامبرده به معنای واقعی مفسد اقتصادی باشند و غارت کننده بیت المال، سوال این است که چرا در سالیان گذشته این موارد عنوان نشده است؟
و آیا این افشا گری ، چقدر در راه رسیدن به حقیقت صورت گرفته است؟
و چه اندازه از آن استفاده شخصی و تبلیغاتی شده است؟
این نقش رابین هود وار، شاید بسیار هم مناسب باشد، اما در چنین موقعیتی، جز ترفند تبلیغاتی چیز دیگری نیست.
انقلاب شور و هیجان می خواهد ...
واقعیت این است: انقلاب برای بقاء، نیازمند شور و هیجان است.
پس این دوره از انتخابات بدین صورت طراحی می شود:
بین مسئولین درجه اول نظام، شکاف ایجاد شده است. روحانیون هر کدام، امپراطوری خاص خود را تشکیل داده اند که قابل کنترل نیست. یک مبارز باید پیدا شود تا جریان بوجود آمده را جمع کند.
چه کسی بهتر از دکتر محمود احمدی نژاد؟؟؟
مناظره ها از رسانه ملی بصورت زنده پخش می شوند وعوام فکر می کنند که زمان احقاق حق و روز رستاخیز حسابرسی فرا رسیده است. اما غافلند از ایجاد محبوبیت کاذب توسط افشاگر، برای بقای مجدد خود در این آشفته بازار سیاسی....
گروهی از مخاطبین که عوام هستند و الفبای سیاسی نمی دانند مجذوب می شوند و نتیجه به آنجا می انجامد که همه مردم سیاستمدار می شوند. از راننده تاکسی گرفته تا آبدارچی ادارات و حتی نیروهای خدماتی ... (البته حق شهروندی و انسانی این اقشار زحمتکش را نادیده نمی گیریم. اما هر کس به تخصص خودش!)
و اما این نوجوانان و جوانان احساساتی و پرشور که مکانی برای تخلیه شور و هیجانشان ندارند، در شهرها و خیابان ها به نفع کاندیداهای منتخب خود سینه چاک می کنند و عربدده می کشند و گاه زد و خوردی و آتش بازی و پرتاب سنگ و سیب زمینی ... که چه؟
خبری هم از نیروی انتظامی و گشت ارشاد نیست.... که همین طفلکی ها را اگر بیشتر از 2 نفر باشند، در شرایط عادی، مورد تفقد آنچنانی قرار می دهند....
جوانان در هر کشوری پیشرو جریان های سیاسی هستند . این یادمان باشد.
اما متولیان این طراحی دقیق، بخوبی می دانستند که با پخش این مناظره ها، بسیاری از مردم نسبت به انتخابات بی تفاوت می شوند.
و چه بهتر!
آن اقلیتی که همیشه در انتخابات حضوری پرشور دارند پای صندوق های رای حاضر می شوند.
و اینگونه، انقلاب حفظ می شود....
مهندس میر حسین موسوی و محمود احمدی نژاد دو رقیب اصلی انتخاباتی
هیچ شکی نیست که رقابت اصلی مابین این دو کاندیدا در جریان است.
مردم ایران اما، وظیفه شان در قبال این دوره از انتخابات ریاست جمهوری،بسیار سنگین است.
شاید انتخابات ریاست جمهوری در ایران دموکراتیک نباشد و شاید تقلبی هم صورت بگیرد. اما این مورد که، آراء از پیش تعیین شده است، بر خلاف تحلیل عوام، اشتباه است.
اگر حضور حد اکثری مردم در انتخابات، ثابت شود، و اختلاف آراء بالا باشد، جناح های حکومتی طرفدار محمود احمدی نژاد نیز نمی توانند کاری بکنند.
این مورد در دوران انتخابات دو دوره قبل، مابین دکتر سید محمد خاتمی و علی اکبر ناطق نوری ثابت شده است.
چقدر پسندیده بود اگرمهدی کروبی و دکتر محسن رضایی بخاطر آنکه آراء شکسته نشود، به نفع مهندس میر حسین موسوی کنار می رفتند.
و چه زیبا خواهد بود که مردم ایران، درمحیطی که دموکراسی بر آن حاکم است، مشکلاتشان را خودشان حل کنند. و نام ایران و ایرانی، همچون گذشته، در سراسر جهان طنین انداز شود.
دراین زمانه ی بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خودرا
برای این همه ناباور خیال پرست
به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند
به پای هرزه علف های باغ کال پرست
هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است
به تنگ چشمی نامردم زوال پرست
محمد حسن یوسف پورسیفی
دکترای فلسفه علوم رسانه
17 خرداد 1388
مدتی فر صت نشد که چیزی بنویسم، هرچند چیزهایی را هم که می نویسم تنها بهانه ای و دلیلی برای ابراز آن است که می خواهم نوعی دیگر بزیم ورنه نه حرفهایم آنقدر تازه است و نه فن نوشتنم آنقدر دیگر گونه..
به هرحال باز هم آمدم تا طلوع آفتاب.........
<<زبان نظامی است از نشانه ها که بیانگر اندیشه هاست و از همین رو با نظام نوشتاری،الفبای ناشنوایان ،مناسک نمادین،اشکال و قواعد آداب معاشرت،علائم نظامی و غیره مقایسه کرد.اما از همه این نظام ها مهمتر است.می توان علمی را تصور کردکه زندگی نشانه ها را در جامعه مطالعه کند.چنین علمی بخشی از روان شناسی اجتماعی و در نتیجه رواشناسی عمومی خواهد بود.نشانه شناسی به ما می گوید که نشانه ها از چه تشکیل شده اند و چه قوانینی بر انها حاکم است..سوسور1996>>
در خصوص نشانه شناسی سریال یوزارسیف که منتج به شباهت غیر قابل انکار این شخصیت با ریس جمهور ایران است سخن بسیار رفته است . اما نکته ای که بسیار قابل تامل تر می باشد خدمت رسانه هاست برای خدمت به حکومت.در این باب و با این کارکرد رسانه به مثابه وسیله ایست برای انکه حکومت توده را به سمت هدف یا معنی هدایت کند .وسیله ای که می تواند با بمباران کردن ذهن ببینده ناخوداگاه ببینده را اماده دریافت و شنیدن خبری کند قبل از انکه خبر از قسمت با لا دست جامعه به سمت توده منتقل شود .با این کارکرد رسانه اگر به سریال یوسف بنگریم.شاید تقارن و شباهت های یوسف و احمد نژاد خبری باشد از قحطی که در راه است.
پ.ن: سعی کنیم انسانها هر چه بیشتر با حقیقت مواجهه یابند و به حقایق هر چه بیشتری دسترسی پیدا کنند؛ علاوه بر آن هر چه کمتر درد بکشند و رنج ببرند؛ و علاوه بر آن هر چه بیشتر به نیکی و نیکوکاری بگرایند. برای تحقق این سه هدف، از هر چیزی که سودمند میتواند بود بهره گیرند؛ از دین گرفته تا علم، فلسفه، عرفان، هنر، ادبیات و همهی دستاوردهای بشری دیگر. مصطفا ملکیان
زنگ تفریح
امروز یکی از دوستانم مطلب جالبی برام فرستاد که بد ندیدم دوستان دیگر هم در خواندن این مطلب با من شریک باشند
ما حيوانات را خيلي دوست داريم!!!
انشائ زير را به روش دانش آموز کلاس دوم دبستان بخوانيد
ما حيوانات را خيلي دوست داريم، بابايمان هم همينطور.ما هر روز در مورد حيوانات حرف ميزنيم ، بابايمان هم همينطور. بابايمان هميشه وقتي با ما حرف ميزند از حيوانات هم ياد ميکند، مثلا امروز بابايمان دوبار به ما گفت؛ تولهسگ مگه تو مشق نداري که نشستي پاي تلوزيون؟ و هر وقت ما پول ميخواهيم ميگويد؛ کرهخر مگه من نشستم سر گنج؟
چند روز پيشا وقتي ما با مامانمان و بابايمان ميرفتيم خون عمه زهره اينا يک تاکسي داشت ميزد به پيکان بابايمان. بابايمان هم که آن روي سگش آمده بود بالا به آقاهه گفت؛ مگه کوري گوساله؟ آقاهه هم گفت: کور باباته يابو، پياده ميشم همچين ميزنمت که به خر بگي زن دايي, بابايمان هم گفت: برو بينيم بابا جوجه و عين قرقي پريد پايين ولي آقاهه از بابايمان خيلي گنده تر بود و بابايمان را مثل سگ کتک زد. بعدش مامانمان به بابايمان گفت؛ مگه کرم داري آخه؟ خرس گنده مجبوري عين خروس جنگي بپري به مردم؟
ما تلوزيون را هم که خيلي حيوان نشان ميدهد دوست ميداريم، البته علي آقا شوهر خالهمان ميگويد که تلوزيون فقط شده راز بقا، قديما همش گربه و کوسه نشون ميداد. ما فکر ميکنيم که منظور علي آقا کارتون پينوکيو باشه چون هم توش گربهنره داشت هم کوسه هم پينوکيو که دروغ ميگفت.
فاميلهاي ما هم خيلي حيوانات را دوست دارند، پارسال در عروسي منوچهر پسر خاله مان که رفت قاطي مرغها، شوهر خالهمان دو تا گوسفند آورد که ما با آنها خيلي بازي کرديم ولي بعدش شوهر خالهمان همان وسط سرشان را بريد! ما اولش خيلي ترسيديم ولي بابايمان گفت چند تا عروسي برويم عادت ميکنيم، البته گوسفندها هم چيزي نگفتند و گذاشتند شوهر خالهمان سرشان را ببرد، حتما دردشان نيامد. ما نفهميديم چطور دردشان نيامده چون يکبار در کامپيوتر داداشمان يک فيلم ديديم که دوتا آقا که هي ميگفتند الله اکبر سر يک آقا رو که نميگفت الله اکبر بريدند و اون آقاهه خيلي دردش اومد. و ما تصميم گرفتيم که هميشه بگيم الله اکبر که يک وقت کسي سر ما را نبرد.
ما نتيجه ميگيريم که خيلي خوب شد که ما در ايران به دنيا آمديم تا بتونيم هر روز از اسم حيوانات که نعمت خداوند هستند استفاده کنيم و آنها را در تلوزيون ببينيم در موردشان حرف بزنيم و نميدانيم اگر در ايران به دنيا نيامد بوديم چه غلطي بايد ميکرديم.
حسین فرزند علی پسر ابوطالب و فاطمه دختر محمد پیامبر اسلام و امام سوم شیعیان است. حسین ۳ شعبان ۴ هجری قمری زاده شده و در ۱۰ محرم ۶۱ در کربلا کشته شد.در میان شیعیان، از وی با القابی همچون «اباعبدالله»، «ثارالله» و «سیدالشهدا» نام برده میشود.سجاد، امام چهارم شیعیان، حاصل ازدواج او با شهربانو، دختر یزدگرد سوم ساسانی میباشد
حسین بن علی خود گفته است:«من برای اصلاح و سامان دادن در امت جدم رسول خدا قیام کرده ام، می خواهم امر به معروف و نهی از منکر نموده و به سیره جدم و پدرم علی بن ابی طالب عمل کنم.» حسین بن علی موافق راه و روش حکومت هم عصر خود نبود و مخالف آن بود و این اعلام موجودیت او را نشان می داد. او شدت سرسختی هیات حاکمه عصر و میزان فشار و اختناقی که برای اهل بیت از سوی حکومت حاکمه اعمال میشد را محک میزد. به حدی که حکومت حاکم در واقعه عاشورا (۱۰ محرم سال ۶۱ هجری قمری) حتی به طفل شیر خواره و زنان و کودکان و یتیمان اهل بیت محمد نیز رحم نکردند. قتل حسین بن علی موجب سرنگونی حکومت وقت شد. معاویه نیز همین را از قبل پیش بینی کرده بود و به یزید سفارش اکید نموده بود که از قتل حسین بن علی صرف نظر کند و اگر حسین با او بیعت نکرد او را به حال خود وا گذارد و با او مدارا کند زیرا قتل او باعث بر اندازی حکومت بنی امیه و اقبال مردم به خاندان پیامبر اسلام خواهد شد. ولی یزید نصیحت پدر خود را عمل ننمود و تصمیم به در بستن خانه اهل بیت پیامبر اسلام گرفت.
بابی ساندز بابی ساندز مبارز مسیحی ایرلندی و عضو ارتش جمهوریخواه ایرلند در سال ۱۹۵۴ میلادی در شهر بلفاست مرکز ایرلند شمالی به دنیا آمد. او در ۱۶ سالگی به کار مکانیکی مشغول و عضو اتحادیه کارگری ایرلند شد. بابی ساندز با آنکه به یک خانواده کاتولیک ایرلندی متعلق بود اما مدالهای زیادی از کلوپهای ورزشی پروتستان گرفت.
او در ۱۹۷۲ (که ۱۳ سال کاتولیک در تظاهرات به دست سربازان انگلیسی کشته شدند ) در سن ۱۸ سالگی به ارتش جمهوریخواه ایرلند پیوست. او همواره خواستار خروج ارتش بریتانیا از شمال ایرلند بود و به همین دلیل وارد ارتش جمهوریخواه ایرلند شد.
وی یک سال بعد به جرم حمل اسلحه دستگیر و به ۵ سال زندان محکوم شد. ۶ ماه پس از آزادی در ۱۹۷۷ دوباره به همین جرم و این بار به ۱۴ سال زندان محکوم شد، ولی به محض ورود به زندان در اعتراض به رفتار دولت از پوشیدن لباس زندانیان امتناع کرد و خواستار این شد که او را به عنوان یک زندانی سیاسی بشناسند نه زندانی جنایی!
بابی ساندز طی سالهای ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹ اشعار و مقالات انقلابی خود را در زندان روی کاغذ توالت مینوشت و آن را برای بیرون از زندان میفرستاد.
در مارس ۱۹۸۱ بابی ساندز اعتصاب غذای تاریخی خود را با این خواستها آغاز کرد:
پوشیدن لباس غیرزندانی
عدم کار اجباری
حق اجتماع آزاد زندانیان و مطالعه و آموزش
حق ملاقات هفتگی ، داشتن نامه و بسته
حق دریافت حکم همانند دیگر زندانیان
کمی پس از آغاز اعتصاب غذای بابی ساندز یکی از نمایندگان محلی ایرلندی درگذشت و بابی در حالی که زندانی سیاسی بود، از طرف مردم بجای وی انتخاب شد. دولت بریتانیا حاضر به پذیرش این انتخابات نشد و حتی قانون انتخابات را بنحوی تغییر داد که دیگر زندانیان جمهوریخواه نتوانند داوطلب شرکت در آن شوند.دولت بریتانیا حاضر به پذیرش خواستهای بابی ساندز و دیگر زندانیان جمهوریخواه نشد.سرانجام بابی ساندز پس از ۶۶ روز اعتصاب غذا در سن بیست و هفت سالگی در پنجم می۱۹۸۱ در زندان بلفاست درگذشت.
ساندزدراین مدت فقط با نوشیدن آب زنده بود. مرگ بابی ساندز از یک طرف موج اعتراضات و اعتصابات را برضدّ دولت بریتانیا درپی داشت؛ و ازطرف دیگردرس مقاومت دربرابرظلم ظالمان به مردم ایرلند و مبارزان جهان داد.
از آغاز اعتصاب غذای ۶۶ روزه او که سرانجام منجر به مرگش شد نوشتههای وی به عنوان پرفروشترین اشعار و مقالات ایرلند درآمده بود.
پ.ن۱: دكتر شریعتی : در عجبم از مردمی كه خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می كنند و بر حسینی می گریند كه آزادانه زیست
پ.ن۲:حسین شناسی ایرانی را از اینجا ببینید
پ.ن۳: عاشورا و ایمان عوام(بهزاد مهرانی)
یا ما سر خصم بکوبیم به سنگ یا او سر ما به دار سازد آونگ
القصه در این سراچه پر نیرنگ یک کشته به نام به که صد زنده به ننگ
ارگ بیاضه قلعهای قدیمی است که در روستای بیاضه قرار دارد. این بنای چند طبقه و خندق عریض و عمیق و مجموعه خشتی گسترده و به هم پیوسته پیرامون آن، نمونه ارگ و دژ کویری است.
این قلعه باستانی با سبک معماری ساسانی، قرنها کارکردهای دفاعی و مسکونی داشته و در دوره اسماعیلیه پایگاه هواداران حسن صباح بوده است. اتاق های متعدد و طبقات مختلف قلعه تا چند سال قبل به عنوان محل نگهداری اموال و انبار غله روستاییان مورد استفاده قرار می گرفت.اما آنچه این خشت گلی را جاودانه کرده است بیش از آنکه خشت و گل آن باشد شهامت و ایستادگی مردمانیست که روزی در آن زندگی می کردند مردمانی که ما هم از نسل آن مردمانیم در مورد این مردمان گفته اند:
در هجوم نایب حسین کاشی و قشون او به صفحات کویر در سالهای ۱۳۲۸- ۱۳۲۷ هجری قمری تمام قلاع منطقه از نائین تا طبس سقوط کرد ولی مهاجمان با وجود به توپ بستن قلعه از تسخیر آن عاجز ماندند. ماشاءالله خان پسر نایب حسین با اصرار بر ماندن نیروهایش در منطقه تا تسخیر آخرین دژ کویر در نامهای تهدیدآمیز خواستار تسلیم روستاییان شد ولی آنان به پشتوانه استحکامات موجود و آمادگی دفاعی و موقعیت قلعه با این شعر به وی پاسخ دادند:
یا ما سر خصم بکوبیم به سنگ یا او سر ما به دار سازد آونگ
القصه در این سراچه پر نیرنگ یک کشته به نام به که صد زنده به ننگ
بالاخره مهاجمان در برابر پایداری قلعه نشینان مجبور به ترک منطقه شدند
پ.ن۱:بیش از یک هفته است که وب سایت فعالان حقوق بشر در ایران توسط مدافعان حقوق بشر اسلامی هک شده است. براستی این حملات سازمان یافته به یک وب سایت چیست.آیا این ترس از روشنگری خبر از باطل بودن عقاید اباطیلی نمی دهد که سالهاست عوامفریبی کرده اند.
پ.ن۲:زندگی سگی ما
شب یلدا

عجیب روزهای تکراری داریم هیچ اتفاقی نمی افتد منتظر هیچ چیز تازه ای نیستیم عجیب دلم گرفته است همه چیز تکراری همه چیز از روی عادت تا دلتان بخواهد بازار خرافه گرم است اقتصادمان کم رونق بیکاریمان روز افزون فساد و فحشایمان روزافزون بیگانه ایم با عشق بیگانه ایم با دوستی ملتی شده ایم که به خودمان رحم نمی کنیم اخر کی قرار است از این خواب بیدار شویم آخر کی قرار است این شب یلدای مان تمام شود تا کی منتظر بمانیم مبارزاتمان هم رنگ عادت شده است آیا واقعا قرار است حالمان به شودعجیب در این روزها دلم گرفته است..
پ.ن۱:<<یه طنز نویس کانادایی به نقل از یه نویسنده افریقایی میگه:افریقایها میگویند وقتی مسیحیان وارد افریقا شدند انجیل زیر بغل داشتند و ما زمین داشتیم.به ما گفتند دعا بخوانید.چشمانتان را ببندید و دعایی طولانی بکنید هر که دعایش طولانی تر باشد به خدا نزدیک تر میشود.وقتی چشمانمان را باز کردیم دیدیم انجیل زیر بغل ماست و زمین مال انها شده.>>
پ.ن۲:<<آرمانخواهي انسان ، مستلزم صبر بر رنجهاست .../پس اي برادر خوبم ! /بكوش كه در اين سياره رنج ،/صبورترين انسانها باشي ......»
پ.ن۳:<< هوس رفتن كردم .... بايد ساكمو ببندم ...بايد آروم آروم آماده رفتن شم ...آروم ...>>
در تب وتاب رفتنم / به فکر راهی شدنم / تو ای همیشه همسفر / مرا شناختی تو اگر / مرا پس از من بنویس / به هر کس از من بنویس / ای تو هوای هر نفس / هر نفس از من بنویس / مرا به دنیا بنویس / همیشه تنها بنویس / زآب و خاک و آتش و باد / برای فردا بنویس / تو جان من باش و بگو / به یاد من باش و بگو / میلاد من باش و بگو / جانان من باش و بگو / نفس اگر امان نداد / روی خوشی نشان نداد / رفت ودوباره بر نگشت / مرا دوباره جان نداد / دست و زبان من تو باش / نامه رسان من تو باش / حافظه ی تبار من / نام نشان من تو باش / بگو حکایت مرا / قصه هجرت مرا / توشه ای از غزل ببخش / راه زیارت مرا / تو جان من باش و بگو / جانان من باش و بگو / به یاد من باش و بگو / میلاد من باش و بگو / نفس اگر توان نداد / مرا دوباره جان نداد / به این همیشه نا تمام / زمان اگر امان نداد / تو جان من باش و بگو / زبان من باش و بگو / بر سر گل دسته عشق / اذان من باش و بگو / بگو که مثل من کسی / به پای عشق سر نداد / از آن سوی آبی آب / خبر نشد ، خبر نداد / تو جان من باش و بگو / به یاد من باش و بگو / میلاد من باش و بگو / جانان من باش و بگو / به یاد من باش و بگو / میلاد من باش و بگو / جانان من باش و بگو / به یاد من باش و بگو
World AIDS Day 
از شمار دو چشم يك تن كم وز شمار خرد هزاران بيش
حضرت قطب العارفين دکتر جواد نوربخش پير طريقت نعمت اللهي ,استاد سابق دانشگاه تهران ,بنيان گذار و رئيس سابق انجمن روانپزشگي ايران بعد از نزديك به 27سال زندگي در غربت صبح روز 19 مهر ماه (10 اكتبر) درشهر آكسفورد انگلستان خرقه تهي فرموده و به ديار باقي عزيمت نمودند
خانم ها / آقایان !
به سمت دروغ های تازه خوش آمدید
لطفا
گذری به شبیه قاب های باد و / آینه / اینک
بازیگران به صحنه اند و / فنجانی واژگون
از لبان تو / دور و / دور تر می شود
۲
کوتاه نمی آییم
تندیس مرگی عاشقانه و
نامی که از سرزمین های تو
جوشد
چه می گویی ؟
چراغ جغرافیا و / زنی که از سمت خاک های تو
بر می گردد
٣
بنویس
حلقه های پنجم و / شانه های برادرت
بنویس
گوزن های گمشده و / تبسمی که
از بوی تو بر می خیزد
مثل ماه آتشناک و/ زخم نیلوفری بر یاد
نه / چیزی نمی دانم
نگاه کن
پیراهن تشنه خاوران و / تابستانی که
از جمعه دست های تو می خواند
خاطره شهریوری به عاشقی
با خواهران در کوچه ات
با تو / بزرگ و / بزرگ تر می شویم
سطری به ساعت خستگی و /
سفری به واژه ها ی بریده ات
بر این دقیقه های خفته
چرا کسی ستاره ای نمی چیند
فانوس تیغه های دریایی ام !
مرا ببخش
پرنده شاید/ عبور چشم های تو بود
منحنی کلمات و
پروازی به دوشنبه های سوزانت
از پرچم استخوان هایت / پنجره ای می روید
مثل هزارکودک تبعیدی ام!
محمود معتقدی
مرداد٨۷

پ.ن۱:در منطق اينها آزادي يعني به زندان كشيدن مخالفان، سانسور مطبوعات و اداره دستگاههاي تبليغاتي. در اين منطق تمدن و ترقي يعني تبعيت تمام شريانهاي مملكت از فر هنگ و اقتصاد و ارتش و دستگاههاي قانونگذاري و قضايي و اجرايي از يك مركز واحد. ما همه اينها را از بين خواهيم برد. سخنراني خميني براي گروهي از دانشجويان ايراني در اروپا، نوفل لوشاتو، 8 آبان 1357
پ.ن۲:در حكومت اسلامي راديو، تلوزيون، و مطبوعات مطلقاً آزاد خواهند بود و دولت حق نظارت بر آنها را نخواهد داشت. مصاحبه خميني با روزنامه پيزا سره، نوفل لوشاتو، 2 نوامبر 1978
پ.ن ۳:در ايران اسلامي علما خودشان حكومت نخواهند كرد و فقط ناظر و هادي امور خواهند بود. خود من نيز هيچ مقام رهبري نخواهم داشت و از همان ابتدا به حجره تدريس خود در قم برخواهم گشت. مصاحبه با خبرگزاري رويتر، نوفل لوشاتو، 5 آبان 1357
پ.ن ۴:در جمهوري اسلامي زنان در همه چيز حقوقي كاملاً مساوي با مردان خواهند بود. مصاحبه خميني با روزنامه گاردين، نوفل لوشاتو، 1 آبان 1357
پ.ن ۵:تظاهرات دانشجویی تیرماه 78 که در اعتراض به توقیف روزنامه سلام آغاز شده و با حمله نیروهای ناشناس به خوابگاه دانشجویان شدت یافته بود، پس از 5 روز با سرکوب گسترده نیروهای امنیتی و بازداشت شمار زیادی از دانشجویان و شرکت کنندگان در تظاهرات خاتمه یافت.۲۳ تیر ۱۳۷۸
پ. ن ۶:دو سال پس از این رویداد(واقعه کوی دانشگاه) دستگاه قضایی همه نیروهای پلیس و شبه نظامیان وابسته را تبرئه کرده و فقط یک سرباز ساده به نام اروجعلی ببرزاده بخاطر دزدیدن یک دستگاه ریش تراش محکوم شد
پ.ن ۷:پس از اولين تعطيلات تابستاني مجلس ششم ، در روز شانزدهم مرداد مهمترين جلسه رسمي مجلس تشکيل شد. با توجه به آنکه در جلسه 29 خرداد، طرح يک فوريتي اصلاح موادي از قانون مطبوعات به تصويب نمايندگان رسيده بود، پس از تأخير فراوان، قرار بود که در اولين جلسه پس از تعطيلات، اين طرح مورد بررسي مجلس قرار گيرد. پيش از تشکيل جلسه علني، در حدود يک ربع ساعت مجلس جلسهاي غيرعلني تشکيل داد که در طي آن، «مهدي کروبي» رئيس مجلس شوراي اسلامي، مطالبي در خصوص نظرات رهبر ايران درباره طرح مزبور مطرح کرد.آيتالله خامنهاي طي نامهاي محرمانه رسما خواستار خودداري نمايندگان مردم از بررسي طرح تغيير قانون مطبوعات شده بود 15 مرداد 1379
پ.ن ۸: هشت سال بعد از وقوع قتل های زنجیره ای، وزیر وقت وزارت اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی قربانعلی دری نجف آبادی که اینک دادستان کل کشور است اقدام به انتشار کتابی نموده است که در آن مطالب تازه ای را پیرامون این قتل ها و سایر جنایت های رژیم می توان یافت. در بخشی از کتاب مشخص شده است که در جریان قتل های زنجیره ای که منجر به کشته شدن گروهی از شخصیت های سیاسی و فرهنگی ایران شد علاوه بر سعید امامی یکی از چهره های شاخص اصلاح طلبان به نام مصطفی موسوی (کاظمی) به طور مستقیم دست داشته است. وی در کتاب خود نوشته است که وی « "برادران دوم خرداد و ستاد انتخاباتی خاتمی" رابطه نزديک داشته و با علی ربيعی، معروف به عباد، معاون پيشين امورمجلس وزارت اطلاعات رابطه دوستی داشته است.در کتاب آمده است که خاتمی انتصاب مصطفی موسوی را به سمت بسیار حساس و مهم معاونت امنيتی وزارت اطلاعات را مورد تایید کامل خود قرار داده است. افشاء گری فوق نشان می دهد که اصلاح طلبان و در راس آنها محمد خاتمی از ماجرای قتل های زنجیره ای اطلاع داشته اند.
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد....

این سومین باری که تو این چندسال که وبلاگ نویس شدم من رو فیلتر می کنن اما بقول عزیزی که می گفت"به سانسور شدن عادت کردیم اما به سانسور نه".اومدم اینجا تا من بگم که سانسور شدنی نیستم .پس به آفتاب سلامی دوبار خواهم کرد:
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
به جویبار که در من جاری بود
به ابرها که فکرهای طویلم بودند
به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من
از فصل های خشک گذر می کردند
به دسته های کلاغان
که عطر مزرعه های شبانه را
برای من به هدیه می آوردند
به مادرم که در اینه زندگی می کرد
و شکل پیری من بود
و به زمین که شهوت تکرار من درون ملتهبش را
از تخمه های سبز می انباشت سلامی دوباره خواهم داد
می ایم می ایم می ایم
با گیسویم : ادامه بوهای زیر خاک
با چشمهایم : تجربه های غلیظ تاریکی
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار
می ایم می ایم می ایم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که دوست می دارند
و دختری که هنوز آنجا
در آستانه پرعشق ایستاده سلامی دوباره خواهم داد
پ.ن ۱:بهترین خبر در این چند روزه خبر آزاد شدن احمد باطبی است که حتما بهترین خبر برای تمام آزادیخواهان