تبليغاتX

◊ ◊ ◊ خداوند حال هیچ ملتی را تغییر نمیدهد مگر آنکه خود به تغییر وضع خویش اقدام نمایند ◊ ◊◊

فردا روزی که می آید

انتخابات چیست؟و تحریم انتخاب به چه معناست؟

زمانیکه سوالاتی از این دست  مطرح می شود  ذهن پویا را بر می انگیزد که جوابی در خور برایش بجوید  جوابی که هم عقل پسند باشد هم سازنده که هم استدلالیان را قانع کند و هم پاسخ نا صواب به آن سندی نباشد بر ایران فروشی ما،شاید بهتر است ابتدا معنای انتخابات را بجوییم شاید از این طریق بتوانیم تحریم یا عدم تحریم را بهتر و بیشتر درک کنیم.

انتخابات فرآیندی دموکراتیک است در جوامع مدنی که عامل مهمی  در تشکیل ارگانهای حکومتی است با پذیرش این تعریف و قبول این پارادایم کافیست تا کلید واژه های این تعریف را مصداقی برای تحریم یا قبول انتخابات ایران سازیم

اگر بپذیریم که دموکراتیک بودن و جامعه مدنی دواصلی که تا تحقق نیابد نمی توان انتظار موجودیت یا حدوث انتخابات را داشت کافیست تا حکومت کنونی ایران را با این دو شاخص محک بزنیم و ببینیم که آیا حکومت ایران مجالی برای طرح مسئله انتخابات را بر می تابد و یا طرح و بحث پیرامون این بحث تنها فرصت سوزی است برای هدر دادن نیروی ذهنی دگراندیشان جامعه تا صورت مساله را پاک کنند .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/18ساعت   توسط عبدالرضا  |  Donbaleh Balatarin


"بدبخت ملتی که قهرمان ندارد"
"بدبخت ملتی که به قهرمان نیازدارد"

"نمایشنامه زندگی گالیله نوشته برتولت برشت"

تحلیلی از دیگر سو در مورد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران

"برتولت برشت، شاعر و نمایشنامه نویس شهیر آلمانی، در نمایشنامه زندگی گالیله، وقتی که گالیله برای رفتن به دادگاه انکیزیسیون آماده می شود از قول شاگرد گالیله عنوان می کند:
بدبخت ملتی که قهرمان ندارد.
و گالیله در جواب شاگردش می گوید:
نه .. بدبخت ملتی که به قهرمان نیاز دارد.
این دو دیالوگ هنرمندانه و تاریخی، در روزهای حساسی که به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران نزدیک می شویم، بسیار مصداق دارد.
مهندس میر حسین موسوی، تنها چهره موجه این دوره از انتخابات بنظر میرسد. مهندس موسوی،از حمایت آیت اله اکبرهاشمی رفسنجانی ، دکتر سید محمد خاتمی ، روشنفکران، اقشار تحصیلکرده،هنرمندان، دانشجویان و .. برخوردار است.. گرچه برنامه مدونی در ارتباط با وضعیت حقوق بشر در ایران، وضعیت زندانیان سیاسی، و وضعیت حقوق زنان، قومیتها، و مذاهب، بطور شفاف ارائه نکرده است.
بیاد بیاوریم جریان دوم خرداد را و وضعیتی که بر دکتر سید محمد خاتمی و در نهایت مردم، ایران گذشت.
آیا جریان انقلاب سبز مهندس میر حسین موسوی می تواند جریان ضعیف شده دوم خرداد باشد؟
از طرفی مهدی کروبی که به شیخ اصلاحات معروف است نیز در میدان حضور دارد.
مهدی کروبی، ازحمایت هنرمندان و چهره های شاخص سیاسی، همچون کرباسچی، باقی، ابطحی و ...برخوردار است.
آیا با حمایت دکتر سید محمد خاتمی از مهندس میر حسین موسوی ، وی می تواند ادعای تجدید حیات جنبش اصلاحات را داشته باشد؟
دکترمحمود احمدی نژاد نیز، چهره شناخته شده و جنجالی عرصه انتخابات است. وی مورد حمایت رهبر انقلاب، آیت اله خامنه ای، و شورای نگهبان است. روابط خوبی با سپاه پاسداران و بسیج دارد و بخاطر سفرهای استانی اش، برای همه مردم ایران شناخته شده است.
دکتر محسن رضایی نیزاز جانب دکتر طباطبائی که چهره شناخته شده ایست حمایت می شود و گرچه تکیه اش بر برنامه اقتصادی ست، اما گویی در این عرصه انتخاباتی در محاق قرار گرفته است.
 
آیا اصول اولیه نظام جمهوری اسلامی تغییر خواهد کرد؟
دکتر علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، حدود سه هفته قبل، در خطبه های نماز جمعه عنوان کرده بود که کاندیداها ی ریاست جمهوری به مردم وعده و وعید ندهند. اشاره مستقیم دکترعلی لاریجانی به تاثیر و فشار مستقیم مجلس شورای اسلامی ، شورای نگهبان ،قوه قضائیه و گروه های فشار بر قوه مجریه بود.
از طرفی، سخنرانی باراک حسین اوباما در مصر، و شیوه تکیه بردیپلماسی رئیس جمهور ایالات متحده امریکا، در ارتباط با وضعیت جهان اسلام و ایران، نشان از حسن نیت باراک اوباما داشت.
اما آیت اله خامنه ای ، رهبر ایران در مراسم بزرگداشت امام خمینی عنوان کرد که امریکا مورد تنفر جهان اسلام است.
بدین ترتیب هرگونه ارتباط و مذاکره با ایالات متحده امرکا، از دیدگاه نظام جمهوری اسلامی ایران توسط هر رئیس جمهوری که انتخاب شود، منتفی ست.

نگاهی به مناظره ها
پخش مناظره از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، بدیع ترین و بی نظیر ترین حرکت رسانه ای، پس از انقلاب اسلامی محسوب می شود.
این مورد نشان ازشجاعت مهندس عزت اله ضرغامی، رئیس سازمان صدا و سیما دارد که علیرغم فشارهای خارج از سازمان چنین مسئولیت خطیری را تقبل کرده است.
گرچه آقای پورحسین (مجری مناظره) نقشی غیر از تایمر نمی تواند داشته باشد !
تهاجم محمود احمدی نژاد در مناظره با مهندس میر حسین موسوی و محکم کردن اکبر هاشمی رفسنجانی و پسران ایشان، وعلی اکبرناطق نوری ،  یه فساد مالی ، و محکوم کردن فائزه هاشمی در حمایت از مهندس میرحسین موسوی، همچنین محکوم کردن زهرا رهنورد همسر مهندس میر حسین موسوی، از جمله تهاجم های کلامی محمود احمدی نژاد، نسبت به مهندس میر حسین موسوی بود.
خبرها حاکی ست که محمود احمدی نژاد در مراسم 15 خرداد با اکبر هاشمی رفسنجانی گفتگو کرده است.
اکبر هاشمی رفسنجانی و علی اکبر ناطق نوری، طی تماسی با عزت اله ضرغامی، رئیس سازمان صدا و سیما، تقاضای مناظره با محمود احمدی نژاد را کرده اند.
وکیل زهرا رهنورد همسر مهندس میر حسین موسوی نیز از طرح شکایت در صورت عدم عذر خواهی محمود احمدی نژاد سخن گفت.
محمود احمدی نژاد در مناظره با مهدی کروبی، گرچه سعی کرد که مستند و با تکیه بر آمار حرف بزند، اما نهایتا خلط مبحث شد و بحث بر سر 300 میلیون تومان دریافتی از شهرام جزایری، و وضعیت کنونی مسکن مهدی کروبی و عدم پاسخگویی وی باعث شد که موقعیت مهدی کروبی متزلزل شود و نام او نیز به بلاک لیست مفسدان اقتصادی محمود احمدی نژاد اضافه شود.
متهم کردن دیگران به حق و یا ناحق، آن هم در رسانه ملی، آیا می تواند تحت لوای "گفتن حقیقت" کار درستی باشد؟
در طول تاریخ حیات جمهوری اسلامی ایران، برای اولین بار است که شخصیت های سیاسی که روحانی نیز هستند به صورت علنی مورد تهاجم  کلامی قرار می گیرند. 
بعید بنظر میرسد که محمود احمدی نژاد بدون داشتن حمایت وهماهنگی قبلی،به عنوان رئیس جمهورجرات عنوان کردن این مطالب را در مناظره داشته باشد.
اگر افراد نامبرده به معنای واقعی مفسد اقتصادی باشند و غارت کننده بیت المال، سوال این است که چرا در سالیان گذشته این موارد عنوان نشده است؟
و آیا این افشا گری ، چقدر در راه رسیدن به حقیقت صورت گرفته است؟
و چه اندازه از آن استفاده شخصی و تبلیغاتی شده است؟
این نقش رابین هود وار، شاید بسیار هم مناسب باشد، اما در چنین موقعیتی، جز ترفند تبلیغاتی چیز دیگری نیست.

انقلاب شور و هیجان می خواهد ...
واقعیت این است: انقلاب برای بقاء، نیازمند شور و هیجان است.
 پس این دوره از انتخابات بدین صورت طراحی می شود:
بین مسئولین درجه اول نظام، شکاف ایجاد شده است. روحانیون هر کدام، امپراطوری خاص خود را تشکیل داده اند که قابل کنترل نیست. یک مبارز باید پیدا شود تا جریان بوجود آمده را جمع کند.
چه کسی بهتر از دکتر محمود احمدی نژاد؟؟؟
مناظره ها از رسانه ملی بصورت زنده پخش می شوند وعوام فکر می کنند که زمان احقاق حق و روز رستاخیز حسابرسی فرا رسیده است. اما غافلند از ایجاد محبوبیت کاذب توسط افشاگر، برای بقای مجدد خود در این آشفته بازار سیاسی....
گروهی از مخاطبین که عوام هستند و الفبای سیاسی نمی دانند مجذوب می شوند و نتیجه به آنجا می انجامد که همه مردم سیاستمدار می شوند. از راننده تاکسی گرفته تا آبدارچی ادارات و حتی نیروهای خدماتی ... (البته حق شهروندی و انسانی این اقشار زحمتکش را نادیده نمی گیریم. اما هر کس به تخصص خودش!)
و اما این نوجوانان و جوانان احساساتی و پرشور که مکانی برای تخلیه شور و هیجانشان ندارند، در شهرها و خیابان ها به نفع کاندیداهای منتخب خود سینه چاک می کنند و عربدده می کشند و گاه زد و خوردی و آتش بازی و پرتاب سنگ  و سیب زمینی ... که چه؟
خبری هم از نیروی انتظامی و گشت ارشاد نیست.... که همین طفلکی ها را اگر بیشتر از 2 نفر باشند، در شرایط عادی، مورد تفقد آنچنانی قرار می دهند....
جوانان در هر کشوری پیشرو جریان های سیاسی هستند . این یادمان باشد.
اما متولیان این طراحی دقیق، بخوبی می دانستند که با پخش این مناظره ها، بسیاری از مردم نسبت به انتخابات بی تفاوت می شوند.
و چه بهتر!
آن اقلیتی که همیشه در انتخابات حضوری پرشور دارند پای صندوق های رای حاضر می شوند.
و اینگونه، انقلاب حفظ می شود....

مهندس میر حسین موسوی و محمود احمدی نژاد دو رقیب اصلی انتخاباتی

هیچ شکی نیست که رقابت اصلی مابین این دو کاندیدا در جریان است.
مردم ایران اما، وظیفه شان در قبال این دوره از انتخابات ریاست جمهوری،بسیار سنگین است.
شاید انتخابات ریاست جمهوری در ایران دموکراتیک نباشد و شاید تقلبی هم صورت بگیرد. اما این مورد که، آراء از پیش تعیین شده است، بر خلاف تحلیل عوام، اشتباه است.
اگر حضور حد اکثری مردم در انتخابات، ثابت شود، و اختلاف آراء بالا باشد، جناح های حکومتی طرفدار محمود احمدی نژاد نیز نمی توانند کاری بکنند.
این مورد در دوران انتخابات  دو دوره قبل، مابین دکتر سید محمد خاتمی و علی اکبر ناطق نوری ثابت شده است.
چقدر پسندیده بود اگرمهدی کروبی و دکتر محسن رضایی بخاطر آنکه آراء شکسته نشود، به نفع مهندس میر حسین موسوی کنار می رفتند.
و چه زیبا خواهد بود که مردم ایران، درمحیطی که دموکراسی بر آن حاکم است، مشکلاتشان را خودشان حل کنند. و نام ایران و ایرانی، همچون گذشته، در سراسر جهان طنین انداز شود. 

دراین زمانه ی بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خودرا
برای این همه ناباور خیال پرست
به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند
به پای هرزه علف های باغ کال پرست
هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است
به تنگ چشمی نامردم زوال پرست

محمد حسن یوسف پورسیفی
دکترای فلسفه علوم رسانه
17 خرداد 1388

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/18ساعت   توسط عبدالرضا  |  Donbaleh Balatarin