<<زبان نظامی است از نشانه ها که بیانگر اندیشه هاست و از همین رو با نظام نوشتاری،الفبای ناشنوایان ،مناسک نمادین،اشکال و قواعد آداب معاشرت،علائم نظامی و غیره مقایسه کرد.اما از همه این نظام ها مهمتر است.می توان علمی را تصور کردکه زندگی نشانه ها را در جامعه مطالعه کند.چنین علمی بخشی از روان شناسی اجتماعی و در نتیجه رواشناسی عمومی خواهد بود.نشانه شناسی به ما می گوید که نشانه ها از چه تشکیل شده اند و چه قوانینی بر انها حاکم است..سوسور1996>>
در خصوص نشانه شناسی سریال یوزارسیف که منتج به شباهت غیر قابل انکار این شخصیت با ریس جمهور ایران است سخن بسیار رفته است . اما نکته ای که بسیار قابل تامل تر می باشد خدمت رسانه هاست برای خدمت به حکومت.در این باب و با این کارکرد رسانه به مثابه وسیله ایست برای انکه حکومت توده را به سمت هدف یا معنی هدایت کند .وسیله ای که می تواند با بمباران کردن ذهن ببینده ناخوداگاه ببینده را اماده دریافت و شنیدن خبری کند قبل از انکه خبر از قسمت با لا دست جامعه به سمت توده منتقل شود .با این کارکرد رسانه اگر به سریال یوسف بنگریم.شاید تقارن و شباهت های یوسف و احمد نژاد خبری باشد از قحطی که در راه است.
پ.ن: سعی کنیم انسانها هر چه بیشتر با حقیقت مواجهه یابند و به حقایق هر چه بیشتری دسترسی پیدا کنند؛ علاوه بر آن هر چه کمتر درد بکشند و رنج ببرند؛ و علاوه بر آن هر چه بیشتر به نیکی و نیکوکاری بگرایند. برای تحقق این سه هدف، از هر چیزی که سودمند میتواند بود بهره گیرند؛ از دین گرفته تا علم، فلسفه، عرفان، هنر، ادبیات و همهی دستاوردهای بشری دیگر. مصطفا ملکیان
زنگ تفریح
امروز یکی از دوستانم مطلب جالبی برام فرستاد که بد ندیدم دوستان دیگر هم در خواندن این مطلب با من شریک باشند
ما حيوانات را خيلي دوست داريم!!!
انشائ زير را به روش دانش آموز کلاس دوم دبستان بخوانيد
ما حيوانات را خيلي دوست داريم، بابايمان هم همينطور.ما هر روز در مورد حيوانات حرف ميزنيم ، بابايمان هم همينطور. بابايمان هميشه وقتي با ما حرف ميزند از حيوانات هم ياد ميکند، مثلا امروز بابايمان دوبار به ما گفت؛ تولهسگ مگه تو مشق نداري که نشستي پاي تلوزيون؟ و هر وقت ما پول ميخواهيم ميگويد؛ کرهخر مگه من نشستم سر گنج؟
چند روز پيشا وقتي ما با مامانمان و بابايمان ميرفتيم خون عمه زهره اينا يک تاکسي داشت ميزد به پيکان بابايمان. بابايمان هم که آن روي سگش آمده بود بالا به آقاهه گفت؛ مگه کوري گوساله؟ آقاهه هم گفت: کور باباته يابو، پياده ميشم همچين ميزنمت که به خر بگي زن دايي, بابايمان هم گفت: برو بينيم بابا جوجه و عين قرقي پريد پايين ولي آقاهه از بابايمان خيلي گنده تر بود و بابايمان را مثل سگ کتک زد. بعدش مامانمان به بابايمان گفت؛ مگه کرم داري آخه؟ خرس گنده مجبوري عين خروس جنگي بپري به مردم؟
ما تلوزيون را هم که خيلي حيوان نشان ميدهد دوست ميداريم، البته علي آقا شوهر خالهمان ميگويد که تلوزيون فقط شده راز بقا، قديما همش گربه و کوسه نشون ميداد. ما فکر ميکنيم که منظور علي آقا کارتون پينوکيو باشه چون هم توش گربهنره داشت هم کوسه هم پينوکيو که دروغ ميگفت.
فاميلهاي ما هم خيلي حيوانات را دوست دارند، پارسال در عروسي منوچهر پسر خاله مان که رفت قاطي مرغها، شوهر خالهمان دو تا گوسفند آورد که ما با آنها خيلي بازي کرديم ولي بعدش شوهر خالهمان همان وسط سرشان را بريد! ما اولش خيلي ترسيديم ولي بابايمان گفت چند تا عروسي برويم عادت ميکنيم، البته گوسفندها هم چيزي نگفتند و گذاشتند شوهر خالهمان سرشان را ببرد، حتما دردشان نيامد. ما نفهميديم چطور دردشان نيامده چون يکبار در کامپيوتر داداشمان يک فيلم ديديم که دوتا آقا که هي ميگفتند الله اکبر سر يک آقا رو که نميگفت الله اکبر بريدند و اون آقاهه خيلي دردش اومد. و ما تصميم گرفتيم که هميشه بگيم الله اکبر که يک وقت کسي سر ما را نبرد.
ما نتيجه ميگيريم که خيلي خوب شد که ما در ايران به دنيا آمديم تا بتونيم هر روز از اسم حيوانات که نعمت خداوند هستند استفاده کنيم و آنها را در تلوزيون ببينيم در موردشان حرف بزنيم و نميدانيم اگر در ايران به دنيا نيامد بوديم چه غلطي بايد ميکرديم.
<<داستان همیشگی نهضت و نظام:تا وقتی که یک نهضت به نظام تبدیل نشده پویا است.آزادیخواه و گشاده رو همیشه برای شنیدن حقیقت گوش و حوصله و حتی لبخند دارد.نهضت اگر از خود انتقاد نکند اما انتقاد را می پذیرد.اما بمجرد انکه میخ های قدرت خود را کوبید و به مجرد انکه تبدیل به نظام شد تمام ان ویژگی ها را از دست می دهد در حصار دست نیافتنی تعصب خود مسلحانه می ایستد و پشت باروهای دگماتیسم خود سنگر می گیرد انگاه به هر صدای مخالفی هر چند اتفاقی تیر شلیک می کند>>
دهه فجر دیگری امد،دهه ای که انفجار و تبلور احساسات یک ملت بود،هرچند برای ما که بسیار با ان روزها فاصله داریم تصور ش قدری محال می نمایاند و هرچند از انها که در آن روزگاران بودند وقتی می پرسیم همه اشان منکر حضور وتایید آن می شوند که این خود گویای بیماری فرافکنیست که روح ایرانی دیر زمانیست به ان مبتلاست اما با همه این انکارها و با همه ان غیر تصور بودنها نمیتوان آن را دست پرورده بیگانه ای بدانیم که ما را از راه بیراه کرده است
امروز که سه دهه از این اتفاق میگذرد بسیار دقیق تر می توانیم این اتفاق را بازبینی کنیم و خوشحال باشیم که این انقلاب هرچه نداشت تجربه تاریخی نیکویی بود برای ما ایرانیان،ما ایررانیان که مدعای بهترین بودن و اولین بودن را همیشه یدک می کشیم
و آن اینکه نهضتها همیشه با ان همه دلپذیر بودنشان ابستن فرزندی نامیمون اند،فرزندی که نه محبتی از مادر به ارث برده است و نه عدالتی و این سرگذشت تلخ تمام نهضت هاست
نهضتها همیشه تا آن وقت که به نظام بدل نشده اند پویا اندوآزادیخواه. گشاده رو یند و تحمل و سعه صدر بسیار برای شنیدن حقیقت دارند.اما به محض اینکه نهضت بدل به نظام شد و به مجرد اینکه پایه های استیلای خود را محکم کرد تمامی ان ارمانها را فراموش می کند ،دیگر از آن گشاده رو یی ها و تحمل ها خبری نیست و این تولد یک فاشیسم است ؛موجودی که زمانی برای نقد و انتقادها ها خنده رو بود اینک جواب هر اهمال کاری را با گلوله می دهد ،و حتی قرائتها و تفاسیر جدید را نیز با نگاه عصیان و تغییر می بیند،شاید بهترین نمونه ی که حافظه تاریخی امان یاد می آورد نظام کمونیستی روسیه بود نظامی که با هدفهای ارمانی به وجود آمد و با ضجه ها ی مادران بی فرزند شده ی بسیاری به تاریخ پیوست .