شب یلدا

عجیب روزهای تکراری داریم هیچ اتفاقی نمی افتد منتظر هیچ چیز تازه ای نیستیم عجیب دلم گرفته است همه چیز تکراری همه چیز از روی عادت تا دلتان بخواهد بازار خرافه گرم است اقتصادمان کم رونق بیکاریمان روز افزون فساد و فحشایمان روزافزون بیگانه ایم با عشق بیگانه ایم با دوستی ملتی شده ایم که به خودمان رحم نمی کنیم اخر کی قرار است از این خواب بیدار شویم آخر کی قرار است این شب یلدای مان تمام شود تا کی منتظر بمانیم مبارزاتمان هم رنگ عادت شده است آیا واقعا قرار است حالمان به شودعجیب در این روزها دلم گرفته است..
پ.ن۱:<<یه طنز نویس کانادایی به نقل از یه نویسنده افریقایی میگه:افریقایها میگویند وقتی مسیحیان وارد افریقا شدند انجیل زیر بغل داشتند و ما زمین داشتیم.به ما گفتند دعا بخوانید.چشمانتان را ببندید و دعایی طولانی بکنید هر که دعایش طولانی تر باشد به خدا نزدیک تر میشود.وقتی چشمانمان را باز کردیم دیدیم انجیل زیر بغل ماست و زمین مال انها شده.>>
پ.ن۲:<<آرمانخواهي انسان ، مستلزم صبر بر رنجهاست .../پس اي برادر خوبم ! /بكوش كه در اين سياره رنج ،/صبورترين انسانها باشي ......»
پ.ن۳:<< هوس رفتن كردم .... بايد ساكمو ببندم ...بايد آروم آروم آماده رفتن شم ...آروم ...>>
در تب وتاب رفتنم / به فکر راهی شدنم / تو ای همیشه همسفر / مرا شناختی تو اگر / مرا پس از من بنویس / به هر کس از من بنویس / ای تو هوای هر نفس / هر نفس از من بنویس / مرا به دنیا بنویس / همیشه تنها بنویس / زآب و خاک و آتش و باد / برای فردا بنویس / تو جان من باش و بگو / به یاد من باش و بگو / میلاد من باش و بگو / جانان من باش و بگو / نفس اگر امان نداد / روی خوشی نشان نداد / رفت ودوباره بر نگشت / مرا دوباره جان نداد / دست و زبان من تو باش / نامه رسان من تو باش / حافظه ی تبار من / نام نشان من تو باش / بگو حکایت مرا / قصه هجرت مرا / توشه ای از غزل ببخش / راه زیارت مرا / تو جان من باش و بگو / جانان من باش و بگو / به یاد من باش و بگو / میلاد من باش و بگو / نفس اگر توان نداد / مرا دوباره جان نداد / به این همیشه نا تمام / زمان اگر امان نداد / تو جان من باش و بگو / زبان من باش و بگو / بر سر گل دسته عشق / اذان من باش و بگو / بگو که مثل من کسی / به پای عشق سر نداد / از آن سوی آبی آب / خبر نشد ، خبر نداد / تو جان من باش و بگو / به یاد من باش و بگو / میلاد من باش و بگو / جانان من باش و بگو / به یاد من باش و بگو / میلاد من باش و بگو / جانان من باش و بگو / به یاد من باش و بگو
آهنگ "حقوق بشر" اولین اثر تولیدی کارگاه سمعی و بصری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران است . مجموعه معتقد است هنر میتواند بعنوان ابزاری توانمند برای حمایت و تقویت گفتمان حقوق بشر مورد استفاده قرار گیرد . از اینرو با ایجاد بخشهای تخصصی همچون انجمن شعر و ادب ، کارگاه سمعی و بصری و واحد فرهنگی در این راه گام بر میدارد و از علاقه مندان و دوستان توانمند برای حضور و همراهی در عرصه های مذکور نیز جهت الحاق دعوت به عمل می آورد.
متن آهنگ :
ولی ذهن من پر از فکر و رویا
تو دله همه نفرت کرده ماوا
رعایتش تو دنیا یه چیزه نادره
تا از کسی نبینه حتی یه آزاری
باید رو نا حق بکشه خط بطلان
واسه کشتن میارن اذن قران
واسه زندگی این شروعه کاره
با زوره مرگ چیزی به اون تحمیل نشه
بدون واسه همه که بندگی عاره
حتی اگه فکر کنی اونا پسته پستن
حقشه که هرجا یک شهروند باشه
از حقه زندگی محروم نشه
نکنه انسانی بشه ذلیل وخار
حتی اگه بخوره دست بند به دستات
قسمت اول:
سالها میگذره از وجود دنیا
چه دنیایی داریم ما پر از جنگ و دعوا
احترام به حقوقه هم شده خاطره
هر کسی حقی داره واسه آزادی
انسانی که داره عقل و وجدان
حیف الان هست عصر دزدان
هر فردی واسه خودش حقی داره
انسانی نباید تحقیر بشه
هر کسی تو دنیا حقه زندگی داره
همه جلو قانون بدون یکی هستن
نباید تو دنیا کسی در بند باشه
کسی بخاطره دینش محکوم نشه
حقه هر انحرافی نشه طنابه دار
نباید بترسی از گفتن حرفات
تو راهه آزادی باید جون بدی
جامه مرگو تا آخر خوردند
دیگه له نشی زیره باره دردات
از نظر اعتقادی تو زیر ذره بینی
نوری نیست همه جا دیگه سرد و تاریکه
واسه خفه کردن شده یه راهه تازه
با مرگ سختی هم آغوش شه
باید خون و بدنت و حراج کنی
کسی محکوم نشه تو آشکار و نهان
آزادی عقیده باشه واسه همه زیاد
واسه گفتنش باید جفت شیش بیاد
نگران نباش اگه بالا سرت زوری هست
دیگه نباشه دنیایی پر از دق و نفرت
شاید اینطوری شه مردم از خواب پاشن
برقه آزادیو از تو چشمام بخون
همه خرابی ها یه روز آباد میشن
قسمت دوم:
این اصل جنگه که باید خون بدی
مثله وطن من که خیلی ها مردند
تا راه باز شه واسه گفتن حرفات
کشوری که هست پر از تظاهر دینی
راه گفتن خیلی تنگ و باریکه
دره زندان هاست که همیشه بازه
میدونم سازه مخالف باید خاموش شه
اگه عدالت می خوای باید تلاش کنی
کاش سراسر دنیا باشه آزادیه بیان
آزادانه افکارت رو زبونت بیاد
اینا آرزومه اگه یه روزی پیش بیاد
زندگی کن همیشه نوری هست
دیگه کسی نکنه از دوستی حیرت
همه کناره هم همیشه شاد باشن شاد
قسمت همخوان:
حق با حق داره همیشه بدون
بدون که یه روز همه آزاد میشن
شاعر: آریا/ اجرا : Freedom Band
World AIDS Day 