
من هیچ چــیز تازه ندارم کـــه به جــهان
بیاموزم،حقیقت و عدم خشونت به اندازه
کوهستانها کهن و قدیمی هستند.مهاتما گاندی
هرچند گاهی معلمی بزرگ ظهور می کند.معلمی که آنچه بدان کس را هدایت می کند اول خود به آن عمل کرده باشد و بعد به دیگران می گوید که چه سان می تواند بدان سیاق زیست.و گاندی چنین معلمی است.زندگیش برای طلب شوق انگیز حقیقت،احترام عمیق به حیات ، آرمان دل نبستن به هیچ چیز و آمادگی برای آنکه همه چیز در راه شناختن خدا فنا شود تاکید داشته است.
زندگی در نظرش به معنای حرکت بود بدین گونه بود که سراسر در تکاپو و تلاش بی وقفه بود برای دریافتن دردانه حقیقت برای او مذهب جنبه عقلی و اخلاقی داشت هیچ اعتقادی را که با عقل و وجدان سازگاری نداشت نمی پذیرفت.
در منظرش عالمیان همه برادرند.و هیچ بشری نباید بر دگری بیگانه باشد.رفاه و آسایش عمومی(سرودایا)باید هدف و غایت ما باشد.گاندی یک ایده آلیست عمل گرا است.
اما انچه مایلم تا بیشتر دربارش بنویسم چاره اش برای حل تمام مسائل ملی و بین المللی بود که نامش را عدم خشونت(اهیمسا)می گذاشت.،در مبارزاتش برای استقلال هند اصرار می ورزید که باید روشهای تمدن آمیز عدم خشونت و تحمل رنج را به کار بست. آهیمسا، یعنی مهربانی و نیکوکاری در حق تمام جانداران. یعنی پرهیز از تولید رنج، و یعنی ممنوعیت مطلق و کاملِ کشتن تمام جانداران
او رهبر سیاسی و معنوی هندیها بود که ملت هند را در راه آزادی از استعمار امپراتوری بریتانیا رهبری کرد. . شیوهٔ مقاومت آرام با استفاده از شیوهٔ ضدخشونت نافرمانی مدنی وی به مستعمرات دیگر هم نفوذ کرده و آنها را در راه استقلال میهن خود تشویق میکرد.
در طول زندگیش استفاده از هر نوع ترور و خشونت برای رسیدن به مقاصد را رد میکرد. فلسفهٔ ضدخشونت گاندی روی بسیاری از جنبشهای مقاومت ضدخشونت در سراسر جهان و تا امروز تأثیر گذاردهاست.
از زمانی که وی مسئولیت رهبری نبرد برای آزادی و کنگره ملی هند در سال ۱۹۱۸ را به عهده گرفت، به عنوان نمادی ملی شناخته شد و میلیونها نفر از مردم او را با لقب ماهاتما یا روح بزرگ یاد میکردند. و امروز هم همگی او را با نام ماهاتما گاندی میشناسند. سوای اینکه بسیاری او را به عنوان یکی از بزرگترین رهبران تاریخ تلقی میکنند، مردم هند از او با عنوان «پدر ملت» یاد میکنند. گاندی توانست با استفاده از شیوهٔ ضدخشونت نافرمانی مدنی استقلال هند را از بریتانیا بگیرد و در نهایت دست امپراتوری بریتانیا را از هند کوتاه کند
*ماباید از گناه نفرت داشته باشیم و نه از گناهکار
*روح مذهب اخلاق است
*هیچ کاری که آغاز گشت نباید رها شود مگر انکه از لحاظ اخلاقی نادرست باشد.
*شخص چون نمی تواند زندگی بیافریند حق ندارد آن را از کسی بستاند
*وقتی اولین بار شنیدم که یک بمب اتمی هیروشیما را نابود ساخته با خود گفتم اگر دنیا عدم خشونت را نپذیرد جامعه بشری به نوعی خودکشی خواهد پرداخت
*بهتر آن است زندگی ما معرف ما باشد تا حرفها و کلمات ما
*من با تجربه های تلخ زندگی ام اموخته ام که خشم خود را کنترل کنم همانطور که حرارت اگر محفوظ ماند به نیرو مبدل می شود.اگر خشم ما تحت کنترل دراید به قدرتی(عدم خشونت)مبدل می گردد که دنیا را تکان خواهد داد.
*وظیفه ما قضاوت خویش است نه قضاوت دیگران
منابع:همه مردم برادرند/ترجمه محمد تفضلی
ای شادی ِ آزادی !
روزی که تو بازآیی
با این دل ِ غم پرورد
من با تو چه خواهم کرد ؟
غم هامان سنگین است
دل هامان خونین است
از سر تا پامان خون می بارد
ما سر تا پا زخمی
ما سر تا پا خونین
ما سر تا پا دردیمما این دل ِ عاشق رادر راه ِ تو آماج ِ بلا کردیم
می گفتم :روزی که تو بازآیی
من قلب ِ جوانم راچون پرچم ِ پیروزی بر خواهم داشت
وین بیرق ِ خونین را بر بام ِ بلند ِ توخواهم افراشتمی
گفتم :روزی که تو باز آیی
این خون ِ شکوفان راچون دسته گل ِ سرخی در پای تو خواهم ریخت
وین حلقه ی بازو رادر گردن ِ مغرورت خواهم آویخت
ای آزادی !
بنگر ! آزادی !
این فرش که در پای تو گسترده ست
از خون استاین حلقه ی گل خون است
گل خون است ...ای آزادی !
از ره ِ خون می آیی
اما می آیی و من در دل می لرزم :
این چیست که در دست ِ تو پنهان است ؟
این چیست که در پای تو پیچیده ست ؟
ای آزادی ! آیا با زنجیرمی آیی ؟ ...